خرید بک لینک

درباره سایت

عشق

به نام خدا. به وبلاگ من خوش اومدین. من این وبلاگ رو ساختم تا دردهای دلم رو به خانومم بگم که الان ازش دورم ولی با عشقش دارم زندگی میکنم و اسم عشق رو واسه وبلاگم انتخاب کردم و آدرسش رو جان قرار دادم چون عشقم جونه منه. فیلم مورد علاقش گرگ و میشه.گروه سون رو دوست داره و دوستت دارم آهنگیه که گفته بود آهنگه عشقمونه و سرود زندگیمون. دکتر شریعتی رو هم خیلی دوست داره. به امید روزی که دوباره پیشم باشه.

امکانات وب

div class="menu">

عصبانیت 2

از کتاب  شریف معراج السعادة

چون مفاسد غضب را دانستى بدان كه علاج آن موقوف است‏ بر چند چيز:

اول آنكه: سعى كند در ازاله اسبابى كه باعث هيجان غضب مى‏شود، مثل: فخر و كبرو عجب و غرور و لجاج و مراء و استهزاء و حرص و دشمنى و حب جاه و مال و امثال‏اينها، كه همه آنها اخلاق رديه و صفات مهلكه هستند، و خلاصى از غضب با وجودآنها ممكن نيست.پس بايد ابتدا ازاله آنها را كرد تا ازاله غضب سهل و آسان باشد.

دوم آنكه: ملاحظه اخبار و آثارى كند كه در مذمت غضب رسيده.

سوم آنكه: متذكر اخبار و احاديثى گردد كه در مدح و ثواب نگاهداشتن خود ازغضب وارد شده است، و فوائد آن را به نظر درآورد.

همچنان كه از حضرت پيغمبر - صلى الله عليه و آله - مروى است كه: «هر كه غضب‏خود را از مردم باز دارد، خداوند - تبارك و تعالى - نيز در روز قيامت عذاب خود را از او باز مى‏دارد».

و حضرت صادق - عليه السلام - فرمودند كه: «خدا وحى فرستاد به بعضى ازپيغمبران خود كه: اى فرزند آدم! در وقتى كه غضبناك گردى مرا ياد كن تا من هم تو راياد كنم و در وقت غضبم و تو را هلاك نسازم‏».

و باز از آن حضرت - عليه السلام - مروى است كه: «مردى از اهل باديه به خدمت‏پيغمبر - صلى الله عليه و آله - آمد و عرض كرد كه: من مردى هستم «باديه نشين‏»، مراكلمه‏اى ياد ده كه جامع خير دنيا و آخرت باشد.آن حضرت فرمودند كه: هرگز غضب‏مكن.و سه مرتبه آن اعرابى عرض خود را اعاده كرد حضرت همين جواب را فرمود».

و نيز از آن بزرگوار روايت‏شده كه: «هر كه غضب خود را باز دارد از كسى، خداعيوب او را مى‏پوشاند» و اخبار در اين خصوص بى‏حد و نهايت است.

چهارم آنكه: ملاحظه فوايد ضد غضب را كه حلم باشد بكند، و مدحى را كه در اين‏خصوص وارد شده است ببيند، پس خود را خواهى نخواهى بر آن بدارد و حلم و بردبارى را بر خود ببندد و غضب و خشم را برخود ظاهر نسازد، اگر چه در دل خشمناك باشد.و اگر كسى مدتى چنين كند به تدريج‏عادت مى‏شود و حسن خلق از براى او حاصل مى‏شود.

پنجم آنكه: هر قول و فعلى كه از او سر مى‏زند ابتدا در آن فكر كند و خود را ازصدور آثار غضب محافظت نمايد.

ششم آنكه: اجتناب كند از مصاحبت كسانى كه قوه غضبيه ايشان غالب و از فضيلت‏حلم خالى هستند.و در صدد انتقام و «تشفى غيظ‏»خود مى‏باشند، و اين را مردى و شجاعت مى‏نامند و مى‏گويند: ما از كسى متحمل درشتى و سختى نمى‏شويم، و بر فلان‏امر صبر نمى‏كنيم.بلكه مجالست كند با اهل علم و حلم و وقار، و كسانى كه مانند كوه‏پا بر جاى با هر باد ضعيفى از جاى در نمى‏آيند.

هفتم آنكه: تامل نمايد و بداند كه هر چه در عالم واقع مى‏شود همه به قضا و قدرالهى است و جميع موجودات، مسخر قبضه قدرت او، و همه امور در يد كفايت‏اوست.و خدا هر چه از براى بنده مقرر كرده است البته خير و صلاح آن بنده در آن‏است.و بسا باشد كه مصلحت او در گرسنگى و بيمارى، يا فقر و احتياج، يا ذلت وخوارى، يا قتل يا امثال اينها باشد.

و چون اين را دانست، مى‏داند كه: ديگر غضب كردن بر ديگران، و خشم گرفتن برايشان راهى ندارد، چرا كه هر امرى هست از جانب پروردگار خير خواه او مى‏رسد.

هشتم آنكه: متذكر شود كه غضب نيست مگر از بيمارى دل و نقصان عقل، كه‏باعث آن ضعف نفس است نه شجاعت و قوت نفس و از اين جهت است كه: ديوانه‏زودتر از عاقل غضبناك مى‏گردد.و مريض از تندرست زودتر به غضب مى‏آيد.وهمچنين پيران ضعيف المزاج زودتر از جوانان، و زنان زودتر از مردان از جا درمى‏آيند.و صاحبان اخلاق بد زودتر از ارباب ملكات فاضله به خشم مى‏آيند. چنانكه‏مى‏بينى كه كسى كه: رذل است‏به فوت يك لقمه خشمناك مى‏گردد.و بخيل به تلف‏شدن يك حبه از مالش غضب مى‏كند حتى بر دوستان و عزيزان خود.اما صاحبان نفوس‏قويه، شان ايشان از آن بالاتر، و رتبه ايشان از آن والاتر است كه به امثال اين امور، متغير و مضطرب گردند.

نهم آنكه: به ياد آورى كه تسلط و قدرت خدا بر تو، قوى‏تر و بالاتر است از قدرت‏تو بر اين ضعيفى كه بر او غضب مى‏كنى، و تو در جنب قوه قاهره الهيه غير متناهيه به‏مراتب ضعيف‏تر و ذليل‏ترى از اين ضعيف ناتوان كه در جنب قدرت توست.پس بترس‏و حذر كن از اينكه: چون تو غضب خود را بر او جارى سازى خداوند قهار نيز در دنيا وآخرت غضب خود را بر تو جارى بكند.

دهم آنكه: متذكر گردى كه: شايد روزگار، روزى آن ضعيفى را كه تو بر او غضب‏مى‏كنى قوت دهد و كار او بالا گيرد و بر تو زبر دست‏شود و در صدد انتقام و مكافات‏بر آيد.

يازدهم آنكه: بدانى كه: هر حليم و بردبارى غالب و قاهر، و در نظر اولى «البصائر» (44) عزيز و محترم مى‏باشد.و هر غضبناك مضطرب الحالى پيوسته مغلوب، و در ديده‏ها بى‏وقع مى‏گردد.

دوازدهم آنكه: تصور كنى كه در وقت غضب، صورت تو چه نوع قبيح و متغير، واعضاى تو متحرك و مضطرب، و كردارت از نظم طبيعى بيرون، و گفتارت غير مطابق‏قاعده و قانون مى‏شود.

و از جمله معالجات غضب آن است كه: آدمى در وقت هيجان، به خدا پناه برداز شر شيطان، و بگويد:

«اعوذ بالله من الشيطان الرجيم‏».

و اگر ايستاده باشد بنشيند، واگر نشسته باشد بخوابد.و وضو گرفتن و غسل كردن با آب سرد از براى تسكين آتش‏غضب مفيدند.و اگر غضب بر كسى باشد كه قرابت رحم با يكديگر داشته باشند دست‏به بدن او گذارد غضب او ساكن مى‏گردد چنانچه در اخبار وارد شده.

برچسب: نویسنده: عاشق تاريخ: 17 / 11 / 1392 ساعت: 19:08

صفحه بندی